
جنگی که بود ... جنگی که هست...هنوز انقلاب بيست ماهه نشده بود، هنوز ارتش در دودلي بودن يا نبودن بود، هنوز سپاه پاسداران براي دفاع از انقلاب اسلامي مجهز و مستقر نشده بود، هنوز بسيج، بسيج نشده بود و هنوز غائلههاي رنگارنك در گوشه و كنار كشور بخصوص كردستان تمام نشده بود كه غرش هواپيماهاي دشمن بعثي در فضاي كشورمان پيچيد، انفجار گلولههاي توپخانه سنگين او نقاط مختلف شهرهاي مرزي را ويران كرد و خانهها، باغها، نخلستانها و خيابانهاي شهرهاي جنوب و غرب كشور زير زنجير تانكهاي متجاوزان له شد...
قرار بود سه روزه خورستان فتح و از پيكر وطنمان جدا شود و پس از آن شهرها يكي پس از ديگري سقوط كند و بالاخره، تهران زير چكمههاي متجاوزان به اشغال درآيد.
قرار بود دنيا، از قدرتهاي اَبرَش تا كشورهاي عَرَبش تا كشورهاي آفريقايي همه يكدست و متحد به نظاره نه كه به حمايت از متجاوزان کنند.
يكي با دادن تانكهاي پيشرفته، ديگري با در اختيار گذاشتن هواپيماهاي جنگي مدرن، آن يكي با سلاح شيميايي، يكي ديگر با حمايت سياسي و اطلاعاتي، برخي با گسيل سرباز و بعضي هم با تامين هزينه، اين تجاوز آشكار را پشتيباني ميكردند.
و اين سوي ميدان مردمي كه در تحريم بودند و از داشتن سيم خاردار هم محروم! صدام كه امروز پوسيدهاي زير خاك است و گورش هم مجهول تا استخوانهايش را بيرون نكشانند و نسوزانند و خاكسترش را به باد ندهند، آن روز رجز ميخواند و خود را سردار قادسيه ميناميد.
او به پشتوانه حمايتهاي شرق و غرب و عرب و غيرعرب، طولانيترين جنگ قرن بيستم را آغاز كرد و در مقابل، دم مسيحايي ولي خدا خميني كبير(ره) به كالبد مردم و بويژه جوانان دميده شد و دفاعي مقتدرانه اما مظلومانه، شكل گرفت.
زنان و مردان، سالخوردگان، نوجوانان و جوانان از اقوام مختلف، از ترك و لر و بلوچ گرفته تا فارس و عرب و از مسلمان شيعه و سني گرفته تا مسيحيان و يهوديان و زرتشتيان دست در دست و پشت به پشت براي باشكوهترين و حماسيترين دفاع قرن بيستم قيام كردند؛ دفاعي كه آن روز و امروز آن را «مقدس» ميناميم.
دفاع از وطن كه دوستياش از نشانههاي ايمان است،
دفاع از شرافت و ايمان مردمي كه تصميم گرفته بودند مستقل و آزاد باشند،
دفاع از انقلابي كه به نام خدا و براي خدا شكل گرفته و پيروز شد و در دهههاي پاياني قرن بيستم انحصار دو ابرقدرت معارض با دين را شكست و دفاع از نظامي كه امام راحل، دفاع از آن را از اوجب واجبات دانسته بود.
8 سال گذشت و جنگي كه رسما در 31 شهريور سال 59 آغاز شد، مرداد سال 67 پايان يافت.
درست است كه جنگ نظامي تمام شده است؛ درست است كه ديگر از غرش هواپيماها، شليك توپها و موشكها و از صداي زنجير چرخ تانكها خبري نيست؛ درست است كه هر روز پيكر مطهر شهيدان را برسر دست تشييع نميكنيم؛ درست است كه هر روز جانبازي را با بدني مجروح و پارهپاره بر تخت بيمارستان نظارهگر نيستيم و درست است كه.....
اما نگاهي توام با بصيرت به آنچه پس از آن 8 سال گذشت، واقعيتي را آشكارا پيش چشمانمان نمايان ميكند.
«جنگ» هست اما چون از «سخت» ش طرفي نبستند «نرم» ش را آغاز كردند. توپخانهها و يگانهاي موشكي به شبكههاي ماهوارهاي و سايتهاي اينترنتي متنوع تغيير شكل داد.
موشكها، گلوله توپها و سلاحهاي شيميايي جاي خود را به پيامهاي مسموم داد و فيلمها، مستندها و گزارشها جاي زنجير تانكها را پر كرد.
آنروز پيكر و جانمان را نشانه ميگرفتند و پاره پاره ميكردند و امروز ايمان و اميدمان را.
آن روز دشمن خاكريزهايش را در كنار مرزهاي جنوب و غرب زده بود و جبهه او واضح و روشن زير ديد بود و امروز به درون خانههامان نفوذ كرده است و او را نميبينيم.
آن روز ميجنگيدند تا او را از خاكمان بيرون برانيم و امروز بعضا در را هم رويش ميگشاييم چون از سختي ظاهرش خبري نيست و نرم شده است و رنگي و مخملي!
و تو این همرزم امروز !! بدان «جنگ» همچنان هست و نه اتفاقا كه از روي تدبير، بسيار دشوارتر و پيچيدهتر هم شده است و چون «جنگ» هست، «دفاع» هم هست و چون در اين جنگ نيز هدف دشمن وطنمان، ايمان و اميد مردممان، انقلابمان و نظاممان است، دفاع ما همچنان مقدس است...
امام راحل به ما آموخت که "انتظار در مبارزه است" و این بزرگترین پیام او بود و پس از او، اگر باز هم امیدی ما را زنده نگه می دارد همین است که برای ظهور اخرین حجت حق مبارزه کنیم، امام(ره) ما را آموخت که عرفان را با مبارزه جمع کنیم و خود بهترین شاهد بر این مدعا بود که" عرفان عین مبارزه است "و از این پس چه داعیه ایی می ماند برای آنانکه عرفان را به مثابه امری کاملا شخصی و بهانه ایی برای آمادکی خویش می گرفتند؟!
سید شهیدان اهل قلم مرتضی آوینی
×××××××××××××××
قافله ی انتظار تلاش دارد تا در جهت زنده نگاه داشتن یاد و خاطره ی شهدا و به منظور ایجاد فضایی مناسب و همچنین برای انسجام و هماهنگی بیشتر با یاران قافله ی انتظار ،
انشالله و با یاری شهدا و همراهی عزیزان برنامه های خود را در چارچوب معین و تنها از طریق همین وبلاگ قافله انتظار ارائه نماید
بدیهی است سایر مراجع و منابع اطلاع رسانی به قبل از اطلاع رسانی در وبلاگ مورد تایید
و استناد قافله ی انتظار نخواهد بود...!
------------------------------------------------------
دلیلی زیبا برای ...
إنما يوفى الصابرون أجرهم بغير حساب...
انشالله مخاطب وبلاگ هم خود شهدا هستند
Powered By
BLOGFA
منبع کدهای وبلاگ