
فقط دل نوشته.............................به نام خدای علی... به نام شاه علی.... به نام معبود علی....
کوفه در سوز و گداز.........
چادر زینب خاکی ست... همچو چادر زهرا...
چشم حسن بر فرق علی... همچو چشم علی بر بازوی زهرا...
اشک حسین بر سینه ی علی ... همچو اشک زینب بر سینه ی زهرا...
کودک یتیمان بر صف... شیر بر دست... بر فرق شکافته ی پدر اشک می ریزند...
علی را ببین! عباس را می خواند: ابالفضلم... ابالفضلم... حسینم را تنها نگذاری... حسینم را دریاب... تو سقای حسینم باش... تو سقای حسینم باش... تو سقای حسینم باش...
زینبم! زینبم! بمان دخترکم... بمان و یار حسن و حسین و عباسم باش... آب بگیر بر دست و بر جگر پاره پاره ی حسنم بنوشان... آب بگیر بر دست و بر لبان عطشان حسینم بنوشان... آب بگیر بر دست تا ابالفضلم به فرات نرود... تا به فرات نرود... تا به فرات نرود....
زینبم! کوه باش! دخترکم اشک نریز... کوه باش... دلم تاب اشکت را ندارد... آخر تو چون زهرایی ... اشکت چون اشک زهراست... اشکت چو اشک وداع زهراست... دخترکم آرام باش...
حسنم! مواظب خواهر و برادرانت باش... آرامشان کن... من و زهرا رفتیم ... من و زهرا رفتیم... تو بزرگ آنانی...
حسینم! کربلا... کربلا! حسینم....
عزیزانم...! اشکی بر فراق پدر نریزید که این اشک ٬ خنده بر لبان دشمنانم است... اشکی نریزید و نخوانید مرا... نخوانید که من خود هنگام وداع بر گوش زهرا نجوا کردم ... نجوا کردم و وصال طلب کردم...
.....................................................................
امروز:
کجایید ای شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلایی
فرق یاران علی شکافته می شود.... دل سید علی می لرزد... اشک فرزند علی آرام نمی گیرد...
چه کنیم فردا با این اشک هایی که بر گونه ی یوسف زهرا نشاندیم؟ چه کنیم فردا با داغ هایی که بر دل یوسف علی گذاشتیم؟ من و تو منتظریم ؟ من و تو منتظریم ؟ من و تو منتظریم؟
این همه آب که جاریست نه اقیانوس است
عرق شرم زمین است که سرباز کم است....
من و تو می خواهیم به انتقام سیلی زهرا ٬ به انتقام شمشیر و زهر و فرق شکافته... به انتقام جگر پاره پاره ... به انتقام گوشواره های از گوش کشیده ... به انتقام جام های زهر... به انتقام حرمین خرابه... به انتقام عزیزان در خون آغشته ی زهرا برخیزیم؟ من و تو؟
الله اکبر از این همه اشک بر گونه ی مهدی... الله اکبر از بی وفایی ما...
همیشه فکر می کردم اگر من بودم ٬ در صف شیر بر دستان می ماندم... بی خبر از دل خون مهدی فاطمه ... و چه با افتخار فریاد می زنم:
منم در صف مگر علی نماز می خواند گویان زمانه!!!!!
الله اکبر... الله اکبر ... الله اکبر...
منتظر!!!!
دست بر دستم ده تا سوگند منتظر بودن بندیم...
یاعلی گویان بیا...
( کماکان گدای دعای همه در لیالی قدر هستیم!
ما را به دعا کاش فراموش نسازند
رندان سحر خیز که صاحب نفسانند...
یــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا علی...
امام راحل به ما آموخت که "انتظار در مبارزه است" و این بزرگترین پیام او بود و پس از او، اگر باز هم امیدی ما را زنده نگه می دارد همین است که برای ظهور اخرین حجت حق مبارزه کنیم، امام(ره) ما را آموخت که عرفان را با مبارزه جمع کنیم و خود بهترین شاهد بر این مدعا بود که" عرفان عین مبارزه است "و از این پس چه داعیه ایی می ماند برای آنانکه عرفان را به مثابه امری کاملا شخصی و بهانه ایی برای آمادکی خویش می گرفتند؟!
سید شهیدان اهل قلم مرتضی آوینی
×××××××××××××××
قافله ی انتظار تلاش دارد تا در جهت زنده نگاه داشتن یاد و خاطره ی شهدا و به منظور ایجاد فضایی مناسب و همچنین برای انسجام و هماهنگی بیشتر با یاران قافله ی انتظار ،
انشالله و با یاری شهدا و همراهی عزیزان برنامه های خود را در چارچوب معین و تنها از طریق همین وبلاگ قافله انتظار ارائه نماید
بدیهی است سایر مراجع و منابع اطلاع رسانی به قبل از اطلاع رسانی در وبلاگ مورد تایید
و استناد قافله ی انتظار نخواهد بود...!
------------------------------------------------------
دلیلی زیبا برای ...
إنما يوفى الصابرون أجرهم بغير حساب...
انشالله مخاطب وبلاگ هم خود شهدا هستند
Powered By
BLOGFA
منبع کدهای وبلاگ