
دوكوههدر اردوهای راهیان نور تو هجرت می کنی تا از خود به خدا برسی، پس بگذار قبل از رسیدن به سرزمین نور یک بار دیگر مناطق را با هم مرور کنیم.
دوكوهه:
دو كوهه پادگانيست در ۷ كيلومتري شهر انديمشك در شمال خوزستان. این پادگان داراي چندین ساختمان ۵ طبقه است و در زمان جنگ محل اسکان اولیه و آماده سازی تمام نیروهایی (و البته شهدایی) بوده است که از تهران عازم مناطق عملیاتی می شدند. علاوه بر آن ساختمان هایی که پیکره زنده دوکوهه هستند و اگر رفته باشی متوجه شدی که همچنان زنده اند و با تو نجوا می کنند، حسينيه ای هم در قلب دوكوهه واقع شده است، بهتر بگويم خود آن حسینیه قلب دوکوهه است. چه كسي از ياد مي برد كه آن حسينيه با آن وسعت حتي نمي توانست جسم رزمندگاني را كه براي نماز شب با آن هم نشين مي شدند را در خود جاي دهد، چه رسد به روح آنان.
مگر مي شود از ياد برد كه محمد ابراهیم همت در همين پادگان آموزش نظامي ديد و از يك بسيجي ساده به فرماندهي لشكر رسيد و سپس پر كشيد و آسمانی شد.
مگر مي شود نشنید هياهوي رزمندگان در ساختمان های دوکوهه را. هنوز هم وقتی تنها وارد این ساختمان هایی می شوی که ظاهرا در حال فرو ریختن است، وقتی خوب گوش می کنی، صدای آن هیاهو ها را می شنوی، همین موقع است که گویی قلب تو در این ساختمان ها فرو می ریزد.
شايد فرصت اقامت تو هم در دوکوهه كم باشد، ولي یادت باشد زمين صبح گاه آن را از دست ندهی. اگر در آنجا سر به سجده بگذاري هنوز صداي مرداني را مي شنوي كه هنگام صبح دور تا دور آن می دویدند و یک صدا فریاد می زدند: ((اللّهْمُ اجًعُلْ صَباحَنا صَباحُ الْاَبْرارً...)). در زمين صبح گاه آسمانِ شب صحنه هايي را به خود ديده است كه خورشید با همه غرورش از ديدن آن صحنه ها محروم بوده است. شب هاي جمعه و دعاي كميلش، شب هاي تاريك و بيابان هاي اطراف گردان تخريب و ناله هاي رزمندگان در قبر. هنوز هم اگر خوب بگردی، اطراف ساختمان گردان تخریب آثاری این قبرها را خواهی دید...
و اكنون پس از گذشت 20 سال دوکوهه همچنان محليست براي آمادگي جهت حمله، اما نه حمله به دشمن برون بلكه به دشمن درون و نفس سركش. پس تو هم بیا به دوکوهه و برای جهاد اکبر آماده شو، زیرا هنوز معلوم نيست كه تو کی و كجا به معراج مي روي؛ و بدان تا عاشقي در جهان هست دوكوهه همان دوكوهه ۵۹ تا ۶۷ است و به حق می توان اینچنین بر دو کوهه سلام داد:
دوکوهه السلام ای خانه عشق...
امام راحل به ما آموخت که "انتظار در مبارزه است" و این بزرگترین پیام او بود و پس از او، اگر باز هم امیدی ما را زنده نگه می دارد همین است که برای ظهور اخرین حجت حق مبارزه کنیم، امام(ره) ما را آموخت که عرفان را با مبارزه جمع کنیم و خود بهترین شاهد بر این مدعا بود که" عرفان عین مبارزه است "و از این پس چه داعیه ایی می ماند برای آنانکه عرفان را به مثابه امری کاملا شخصی و بهانه ایی برای آمادکی خویش می گرفتند؟!
سید شهیدان اهل قلم مرتضی آوینی
×××××××××××××××
قافله ی انتظار تلاش دارد تا در جهت زنده نگاه داشتن یاد و خاطره ی شهدا و به منظور ایجاد فضایی مناسب و همچنین برای انسجام و هماهنگی بیشتر با یاران قافله ی انتظار ،
انشالله و با یاری شهدا و همراهی عزیزان برنامه های خود را در چارچوب معین و تنها از طریق همین وبلاگ قافله انتظار ارائه نماید
بدیهی است سایر مراجع و منابع اطلاع رسانی به قبل از اطلاع رسانی در وبلاگ مورد تایید
و استناد قافله ی انتظار نخواهد بود...!
------------------------------------------------------
دلیلی زیبا برای ...
إنما يوفى الصابرون أجرهم بغير حساب...
انشالله مخاطب وبلاگ هم خود شهدا هستند
Powered By
BLOGFA
منبع کدهای وبلاگ