تبليغاتX

‘ * قافله ی انتظار * ‘
بسم الله الرحمن الرحیم

همه تون خوابید...
بسم رب الشهدا


از شلمچه داشتيم برگشتيم حال و روز خوبي نداشت معلوم بود دنبال گمگشته اي مي گشت دلشو شلمچه جاگزاشته بود من خيلي گرانش بودم پيش خودم ميگفتم ديگه اين تهران بر نميگرده!!!!
سوار اتوبوس كه شديم با چشمهاي قرمز رفت روي يه صندلي خالي نشت عكس مرتضي رو گذاشته بود پيشش و باهاش درددل ميكرد .....
همين جوري كه سرو تكيه داده بود به شيشه خوابش برد وداع از شلمچه براش خيلي سخت بود خيلي...... !!!!!
بعد از شلمچه مي خواستيم بريم معراج الشهدا شامم اون جا خوريم خلاصه وقتي رسيديم معراج خواب بود بيدارش كريدم كه بياد ولي اون دوباره خوابش برده بود وقي بيدار شده بود فكر كرده بود كه به محل اسقرار رسيديم حالا ديگه خوابش بره بيدارش نكردن حال و روز خوبي هم نداشت مي گفت با اقاي راننده داشتم فيلم حضرت يوسف ميديم كه نگام افتاد به نوشته روي ديوار كه نوشته بود معراج الشهدا....
ما هم كه فكر ميكرديم حتما رفته جايي داره خلوت ميكنه مزاحمش نشيم منم با يكي از خواهران رابط داشتم با مسول كاروان صحبت مي كرديم...... كه موبايلم زنگ خورد بعد از يه تك زنگ ديدم با چشمهاي قرمز و عصباني داره از اتوبوس پياده مي شه پيش خودم گفتم اين كي رفته تو اتوبوس كه من نفهميدم؟؟؟؟؟؟؟ اومد پيشم با صداي گرفته سرم داد زد خانوم.... بيايد يك لحظه منم دستمو از زير چادرم اوردم بيرون و با اشاره بهش گفتم برو .... زير لب داشت به منو بچه ها چيزي ميگفت حق داشت بيچاره!!!!!!! از اون جايي كه خدا هميشه با ماست و هواي مارو داره يكي از همسفرها رفته بود وضو بگيره بهش گفت بيا با هم بريم تو معراج.... وقتي كارم تموم شد رفتم تو ديديم واي جاش گذاشتيم !!!!!!!! نمي دونست چيكار كنه با ما دعوا كنه كه بيدارش نكرديم يا......... منو كشيد كنار بهم گفت تو اگر تو جنگ فرمانده بودي شهادتو براي خودت مي خواستي اصلا نگاه نمي كني يكي از اين سربازا هم جا مونده مخصوصا اگر فرمانده گردان تخريب بودي..........؟؟؟؟؟؟؟؟

دلم براش سوخت اخه داشت با يه حسرتي ميگفت كه....
صدامون كردن كه بريم شام بخوريم نمي خواست بياد ولي من نذاشتم ُهیچي از صبح نخورده بود نه صبحانه نه نهار......نمي خواست شام بخوره ديگه بايد يه سرم مي خورد .......
يه جوري مي گفت خواهش ميكنم بذار بمونم....
خلاصه من پيروز شدم كه بياد شام بخوره هر يه قاشقي مي خورد مي گفت برم ؟؟؟؟؟؟؟
تو همين گير داد كه اون ميگفت برم من مي گفتم نه در معراج رو بستن انقدر دلم براش سوخت پيش خودم مي گفتم اگه من جاي اون بودم!!!!!! واي !!!!!!!! نه.......
بهم خيره شديم خودمو براي تركيدن يه بغض اماده كرده بودم بهش گفتم برو بهشون بگو يك لحظه درو نبندن ولي با يه حسرتي گفت درو بست و رفت………
به منو بچه ها مي گفت شما ها رفتين ولي شهدا بي معرفت نيستن يه جوري منو دعوت ميكنن كه همتون خوابيد و من بيدار!!!!
اولين نفر وارد اتوبوس شد بغض كرده بود داشت مي تركيد ولي نمي خواست گريه كنه ...........
رفتيم هويزه .... ما هم يه جورايي دل داريش مي داديم ولي اون اصلا به حرف ما گوش نمي داد ……
رسيديم كه هويزه به 8 نفرمونم گفت خيلي بي معرفتين ……
من يكي به اين حرفي كه زد يه جوري دعوتم مي كنن كه همتون خوابيد و من بيدار رسيدم !!!!!!
صبح كه همه خواب بودن شهيد علم الهدی  خصوصي دعوتش كرد بود ............

همه مون خواب بوديم.........!!!!!!!!!








:: موضوع :

:: نویسنده : یاران قافله انتظار در جمعه 25 اردیبهشت1388

لينك ثابت  

شلمچه قطعه ای از بهشت
 

 

در خاطرم زنده شد ياد فاطمييون
ياد فكه ياد شلمچه يلد مجنون

بسم رب الزهرا...
يه هفته قبل از اين كه بريم جنوب و غرب خواب يه شهيدي به نام شهيد مرتضي عباسي رو ديدم اين شهيد يكي از عزيزترين كساي من هست هنوز قطعي نشده بود كه برم خواب ديدم كه يه دعوت نامه بهم داد اره منو براي اولين بار به شلمچه دعوت كرده بود...
بعد از دوكوهه كربلا ي عشق... رفتيم اروند به ياد شهيدي كه مادرش همسفر ما بود شهيد مهدي حاجي هاشم
بعدشم خرمشهر توي رستوان منتظر غذا بوديم كه يكي از دوستاي صميميم گفت بعد از غذا مي ريم شلمچه اشك توي چشمام حلقه زد نه صداي كسي رو ميشنيدم نه كسي رو مي ديم فقط به ياد مرتضي بودم آخه مرتضي شهيد شلمچه است... سوارماشين شديم تمام فكر و ذهنم مرتضي بود كه رسيديم شلمچه باورم نمي شد كه اومدم محل شهادت كسي كه مثل برادر نداشتم هست از اتوبوس پياده شدم داشتم مي رفتم كه مسؤل كاروان گفت كه همه باهم با كاروان مي ريم تك خوري ممنوع باكاروان داشتيم از روي اون بلندي رد مي شديم منم اصلا حال درست وحصابي نداشتم جز نام دوست كسي از من حرف ديگري نمي شنيد نشستيم كه يه راوي برامون صحبت كنه جلو نسته بودم رفتم عقب جلو تر دو نفر از بچه هاي با صفا داشتن مي رفتن منم رفتم پيش اوناتو بغل يكي از دوستام بغضم تركيد تواون حال هوا دنبال مرتضي مي گشتم وا قعا نمي دونستم دنبال مرتضي بگردم يا نه .... آخه كربلا رو چي كار كنم... اون دوستم رفت من موندمو اون يكي دوستم وصيت نامه مرتضي رو براش خوندم كمي پيشم موند اونم رفت
ديگه من موند بودمو شلمچه چهره مرتضي همش مي يومد جلو چشمام وقتي به خودم اومدم داشتن اذان مي دادن نماز كه خونديم بايد مي رفتيم ميدويدم كه مرتضي رو ببينم از اينجا به اون جا بود  كه فهميدم حضرت زينب چي كشيده داغ برادر سنگم آب مي كنه چي برسه به آدم....!!!!
منو دوستم بعد از نماز رفتيم تو يادمان درشو داشتن ميبستن اون جا چفيه مو جا گذاشتم اونم چفيه اي كه تربت رهبر جانبازمون بود ....
ديگه بايد ميرفتيم هر كي منو مي ديد مي گفت مرتضي رو ديدي؟؟؟؟؟؟؟؟
ديدن مرتضي برام شده بود يه ارزو اما مي دونستم عيب از منه نه از مرتضي اخه امده بود حتي همون دوستم كه باهاش رفتم توي يادمان مي گفت مرتضي رو ديده اما من .....
حكايت اين شعرديگه:
پاك كن ديده انگاه بسوي پاك بنگر
چشم نا پاك كجا ديدن ان پاك كجا؟؟؟؟

حلا بايد يه سال ديگه صبر كنم تازه اگر لايق باشم... نمي دنم چقدر تونستم احساسمو بيان كنم...

شلمچه قطعه اي از بهشت...

چهار شنبه
ساعت: 16:26
توسط: مسافر بهشت








:: موضوع : خاطرات زائران قافله انتظار

:: نویسنده : یاران قافله انتظار در چهارشنبه 16 اردیبهشت1388

لينك ثابت  

بیابان های طبس، راوی معجزه الهی ...
 

   بسم الله القاصم الجبارین


       آنچه در طبس گذشت با تمامى زواياى حركت و انجام، بدون شك مصداقى ديگر بر سوره فيل بود و چهارم ارديبهشت 1359 يوم الفيل ديگر و كارتر، مظهر استكبار جهانى و ابرهه ‏اى ديگر. بدين گونه عنايت، لطف و رحمت الهى بر مؤمنين گسترانيده شد.
بعد از فتح لانه جاسوسی که به تعبیر امام خمینی انقلاب دوم نام گرفت و عریان شدن فضاحت امریکا گروهی از عمال ان توسط دانشجویان پیرو خط امام به دام افتادند
مزدوران آمریکا برای بازپس گرفتن گروگانهای خود به دو دلیل احتمالی تحریم اقتصادی ایران را اغاز کردند :
1.این آخرین راه دشمن برای رسیدن به مقصودش بود
2.دشمن قصد داشت اذهان عمومی را از خطر احتمالی حمله نظامی منحرف کند
اما با شکست و ناکامی او در پس گرفتن گروگانها ، امریکا به عملیات مستقیم نظامی  صورت فوق سری که (در آمریکا فقط 4 نفر از این عملیات مطلع بودندكارتر رئيس جمهور، هارولد براون وزير دفاع، هاميلتون جوردن مشاوركاخ سفيد برژينسكي مشاور امنيت ملي).متوسل شد و این عملیات که دلتا نام گرفت


 اطلاعات فاش شده توسط مسئولان امر حاکی از این امر شگفت اور است که:

۱ . این علمیات با تمرین و آموزش های طولانی 5 ماهه کماندو ها و عوامل امریکایی در صحرای آریزونا که شرایط اقلیمی مشابه کویرهای ایران را داشته است
2. از طرفی از سوی نهادهای امنیتی امریکا بودجه نامحدود که به این امر تخصیص داده شده بود
3.  تمام پیش بینی های هواشناسی امریکا از شرایط جوی ایران که(بخاطر مهتابی بودن شب) احتمال وقوع طوفان بعید است
4. وجود همکاری های از پیش تضمین شده افراد ناشناس داخلی .عوامل دولتی( بنی صدر و...) دولتهای خارجی مثل شوروی عربستان کویت پاکستان مصر با دست اندرکاران این ماجرا
5. استفاده آمریکا از عدوات پیشرفته و مجهز و دقیق
6. وجود برنامه ریزی و تعیین مکان فرود اشخاص و زمانها

اما حادثه شگفت انگیز این شد که  علی رغم تمام موارد ذکر شده هواپیماهای هلیکوپتر ها و بالگرد های آمریکایی در شب 4 اردیبهشت 59 برای سوختگیری و هماهنگی احتمالی برای شروع عملیات مجبور به فرود در فرودگاه دورافتاده ای نزدیک طبس شدند...!

 

 

                  

در آن نیمه‌های شب ملت ایران هیچ مدافعی نداشت بجز لطف حضرت حق و لشگریانی که هیچ کس آن را به حساب نمی‌آورد. قبل از رسیدن هواپیماها به طبس سه فروند از هلی کوپترها به نوبت دچار نقص فنی شده و مجبور به فرود اضطراری شدند. شن‌های بیابان و بادی که هرگز پیش بینی نمی‌شد نیز به یاری ملت خدایی ایران آمد. باد+شن= توفان. این توفان شن ناگهانی در صحرای طبس ترس و وحشت مبهمی که از ساعتی قبل چریک‌های ویژه یگان دلتا را در بر گرفته بود تصدیق کرد. آن‌ها به خوبی احساس می‌کردند که در یک دام ناشناخته افتاده‌اند. آنها این عملیات را نحس می‌دانستند و همان لشگر نادیدنی لکه ننگ گروه دلتا را هم برای همیشه به تاریخ امریکا نشاند.
بسم الله الرحمن الرحيم * أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ * أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ * وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ * تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ * فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ. سوره فيل

در پي شكست قطعي عمليات امريكا در طبس و بازگشت باقيمانده هواپيماهاي آن كشور يكي از چرخ بال‌ها كه حاوي مداركي در مورد جزئيات عمليات بود، به دستور بني‌صدر بمباران شد. در همين بمباران بود كه محمد منتظر قائم، فرمانده سپاه پاسداران يزد به شهادت رسيد. به هرحال اين اقدام كاخ سفيد كه پس از بلوكه كردن دارائي‌هاي ايران در بانك‌هاي امريكا، تحريم اقتصادي ايران و اعلام قطع رابطه سياسي واشنگتن باجمهوري اسلامي ايران صورت گرفت‌، حلقه ديگري از اقدامات كاخ سفيد عليه جمهوري اسلامي ايران در سالهاي پس از پيروزي انقلاب بود كه به شكست انجاميد.
پس از اين حادثه، جاسوسان امريكايي در چند دسته به نقاط مختلف كشور برده شدند تا دسترسي به آنان ميسر نباشد. جاسوسان امريكايي بيش از 6 ماه پس از عمليات امريكا در طبس در اختيار دانشجويان پيرو خط امام بودند

 

                          

اما آیا براستی عملیات دلتا با آن همه تجهیزات و محاسبات و تلاش ها فقط برای آزادی 52 گروگان آمریکایی طرح ریزی شده بود؟؟؟؟ طبق تحلیل های صورت گرفته آنها قصد بمباران مراکز مهم سیاسی از جمله منزل امام مراكز سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، مدرسه فيضيه، مقر رياست جمهورى، نخست وزيرى، ستاد كميته مركزى، انبارهاى مهمات ارتش را بمباران كنند. هم چنين شخصيت‏هاى مهم مملكتى را از بين ببرد
این اقدامی بود که برژینسکی (مشاور امنیت ملی وقت امریکا) آن را «عمل مناسب برای اثبات حاکمیت امریکا» نامید« و مَکَرُوا و مَکر الله و الله خيرُ الماکرين »
در تمام مدت بیش از 200 روزی که کارکنان سفارت امریکا اسیر نیروهای انقلاب بودند، کارتر رییس جمهور وقت امریکا به کلی خواب و خوراک خود را از دست داده بود. بعد از جنگ ویتنام این بزرگترین بحران امنیتی برای امریکا بود. حمله یگان‌های ویژه سری دلتا می‌توانست تسکینی بر آلام همه امریکایی‌های تحقیر شده باشد. آنها با اتکا به قدرت نظامی و اطلاعاتی خود طرحی بسیار دقیق برای این عملیات آماده کرده بودند.
ولی (( ید الله فوق ایدیهم))

 

 

 

شهدا گفتند که بنویس...








:: موضوع :

:: نویسنده : یاران قافله انتظار در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388

لينك ثابت  

سپاه پاسداران چگونه تاسيس شد؟

 

 

 روز دوم ارديبهشت 58 روز تاسيس سپاه پاسدارن انقلاب اسلامي اعلام گرديد و اكنون در سالروز سي امين سال تشكيل اين نهاد انقلابي شايد  براي جوانان نسل سوم و چهارم انقلاب  اين سوال  مطرح شود سپاه چگونه تاسيس شد و اينكه اعضاء اوليه و بنيانگذارن و تاسيس كنندگان سپاه پاسدارن چه كساني بوده اند؟در حالي كه فرمان مكتوبي نيز از حضرت امام(ره) درباره ي فرمانده سپاه در اسناد و مدارك منتشر شده مشاهد نمي شود...

اما براي پاسخ به اين سوال بند هاي زير قابل توجه است:

1-     پس پايان يافتن مبارزات انقلابي در عليه رژيم طاغوت و  پيروزي انقلاب اسلام وضعيت هاي شهاي كشور به گونه ايي گرديده بود كه افراد مختلف در محلات  شهر مسلح بودند و در هر نيرو هاي خود جوش محل كميته اي را تشكيل داده و مسئوليت تامين امنيت محله را عهده دار بودند،‌اما  ‌مشكلات و سوء استفاده هايي بوقوع پيوست كه شخصيت هاي مبارز و انقلابي را بر آن داشت تا  با تاسيس نهادي با خط مشي سياسي و مسلح به عنوان بازروي انقلاب تحت رهبري حضرت امام وضع موجود را سامان بخشند. در اين بين سازمانها و گرو هايي پيش گام شدند كه در اين ميان برخي گروها بيشتر مطرح بوند : يكي از اين گروه ها ،  ساز مان مجاهدين انقلاب اسلامي بود كه خود از 7 گروه مبارز شكل گرفته بود و از طرفي  جماعتي ديگر نيز  در همراهي با آيت الله مهدوي كني اقدام به ساماندهي و سازماندهي كميته هاي انقلاب اسلامي نمودند،  تعدادي هم تحت پوشش معاونت انقلاب دولت موقت با عنوان گارد ملي مطرح بود كه نام سپاه پاسدارن را روي خود گذاشته و كه در آن  مرحوم لاهوتي از طرف امام بعنوان ريس بدين سمت منصوب گرديده بود،‌ افرادي از مبارزين ديگر نيز با سرپرستي شهيد محمد منتظري جمعي را راه اندازي كرده كه از استقلال كامل برخوردار بوده و زير نظر هيچ سازمان و جايگاهي نمي رفتند .

همچنين چهره هاي مبارز ديگري نيز كه شامل افرادي  كه سالها در رژيم پهلوي در زندان هاي سياسي تحت ستم بودند و آنها  هم با افراد خود جلساتي را تشكيل داده و مدعي سپاه پاسداران بودند كه فقط رهبري امام را قبول داشتند و معنقد بودند تحت امر ولايت فقيه بايد سازمان داده و رهبري شوند .

 بنابراين  اين اوصاف ذكر شده مي توان گفت كه عملا چهار گروه سياسي ،‌ مسلح و معتقد به جريان انقلاب و رهبري امام در برابر گروهك هاي ضد انقلاب و كمونيست و منافيقن قرار داشتند.

2-     اما بعد از مدتي براي يكپارچه شدن اين گرو ها در تصميمي تاريخي توافق شد تا از هر چهار گروه ،‌ 3 نفر به عنوان نماينده شواري موسس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را شكل دهند ، كه ‌اين مجوعه وظيفه خطير تنظيم و تدوين اساسنامه را نيز  بر عهده گرفتند ،‌ 

   و سرانجام براي رسيدن به توافق نهايي  جلسات مختلف و طولاني حتي  8 الي 12 ساعت به طول انجاميد تا اينكه در نهايت اساس نامه سپاه پاسدارن انقلاب اسلامي با 9 ماده در 9 تبصره نوشته شد و مورد  تصويب شوراي انقلاب قرار گرفت و سپس بين همان 12 نفر فرمانده سپاه و مسئوليت واحد ها تعيين شدند و در نهايت در دوم اردبيهشت سال 1358  از سوي حضرت امام مورد تاييد قرار گرفت...

 

 

           

                                      دیدار شورای عالی سپاه با حضرت امام (ره) سال  ۱۳۵۸ 

  ( محسن رضایی، رحیم صفوی، محسن رفیق دوست ، رضا سیف‌اللهی ،شهید منتظر القائم، عبد الله محمود زاده،  علی‌اصغر شیخی، محمد ابراهیم سنجقی، اصغر سلطانیه، شهید محلاتی ، ابراهیم محمد زاده،مسعود جزایری، حمید حاج عبدالوهاب )

 

 

 

پی نوشت :

ضمن عذر خواهی جهت تاخیر چند روزه ی ارسال مطلب ،  بابت ارائه طرح بسیار عالی مدیریت مشارکتی از مدیر  محترم وبلاگ کمال تشکر را دارم

موفق باشید

 








:: موضوع :

:: نویسنده : یاران قافله انتظار در دوشنبه 7 اردیبهشت1388

لينك ثابت  

مدیریت مشارکتی

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

سلام دوستان

اول یه تبریک داشته باشم  بخاطر این شاهکار به یادموندنی رئیس جمهور

در اجلاس مبارزه با نژاد پرستی

(دیگه تفسیرش تخصصیش بمونه برا سیاست مداران توی وبلاگهای خودشون)

 

 

 كاري نمود آنكه ز ايران بر او سلام *** صياد در ژنو به جاي صيد خود افتاد به دام

داني كه چيست معني آن ترك كنفرانس؟ *** يعني گريخت دشمن از آن منطق كلام

 

 http://hamedtalebi.blogfa.com/

 

 

 

بعدش هم  در مورد مدیریت مشارکتی  صحبتی داشته باشیم:

بنا به دلایلی ...غریبه نیستید که

دیگه باید بیشتر از هرچیزی توی این روزا بچسبیم به درس و مشق

البته امیدوارم  شرایطش برای همه مهیا باشه

اما خواستم بگم این تاریخ هایی هستش که تمایل دارم در موردش توی این وبلاگ مهدوی و شهدایی

مطلب نوشته بشه

 

 

1-تاسیس سپاه پاسداران

سالروز انقلاب فرهنگی

2/2/88

 

2-شکست حمله نظامی آمریکا به ایران در طبس

5/2/88

 

3-روز پرستار

10/2/88

 

4-شهادت استاد مطهری

12/2/88

 

5-فتح خرمشهر و روز مقاومت و پیروزی

3/3/88

 

6-شهادت حضرت فاطمه زهرا س(پایان ایام فاطمیه)

7/3/88

 

7-رحلت حضرت امام خمینی(ره)

انتخاب آیت الله خامنه ای به رهبری

14/3/88

 

8-قیام خونین 15 خرداد.روز جهانی محیط زیست

15/88

 

9-ولادت حضرت زهرا س و روز زن

تولد حضرت امام خمینی(ره)

24/3/88

 

10-خاطرات اردوی اخیر خواهران

؟/2/88

؟/3/88

 

 

اما می بینید که بعضی از تاریخها نزدیک همه

 

پس گاهی ممکنه با تاخیر باشه

و  اینکه با عنایت همیشگی شهدا که خودم به شخصه لمسش کردم

و  کسب اجازه از مسئول محترم قافله

 نیاز به همکاری و کمک خالصانه دوستان قافله ای و غیر قافه ای داره

 

برای همین خودم  موارد 3و 6 و 9 رو انتخاب می کنم

((این سه مورد از جانب بنده لغو شد.میتو نید انتخابش بفرمایین))

مورد 1 رو جسارتا به مسئول وظیفه شناس قافله میسپارم البته اگه دقیقا فردا هم مطلبشون آماده نشد ما منتظر می مونیم

چون خودم به شخصه اطلاعات کامل و زیادی در این باره ندارم

اما ایشون فکر می کنم که توانایی بیشتری در این زمینه دارن

مورد 2 رو نمی دونم به کی بسپارم...ان شالله شهدا خودشون به دلش میندازن که به موقع پست رو پر بفرمایند؟؟؟

مورد 3 رو ترجیح میدم که خودم بردارم...فمینیستی دیگه!

مورد 4 رو یکی از دوستان که والدینش شغل انبیاء رو دارن،لطفا بپذیره و مطلب رو یکی دو روز جلوتر برامون بفرسته

مورد 5  رو هم نمی دونم به کی بسپارم...دلم میخواد بگم اون دوستی که داییش جزءشهدای هویزه بود،از همون دایی بزرگوارش کمک بگیره...دوستاشون اگه امکان داره به اطلاعشون برسونن  لطفا...

مورد 6 که پر شده بود!

مورد 7 از اونجایی که باز مبحث سیاسی در خودش داره...امیدوارم که یا خود مسئول قافله یا از دوستانشون،پست رو بپذیرن تا خالی نمونه

مورد 8 رو واقعا دیگه نمیدونم چیکارش کنم...!!!!!!!!!

مورد 9 هم که معرف حضورتون هست

مورد 10::: مورد بسیار دلنشینی که بسیار تشنش هستیم رو جسارتا می سپاریمش به عزیزی  که خود شهدا دعوتش کرده بودن

یعنی مسافر خصوصی شرهانی...دوست بزرگواری که خالصانه فضای وبلاگمون رو معطر کرده بود با یاد شهدا و مناطقشون...

و خیلی می تونن مبلّغ خوبی در بین دوستان باشن و در واقع از پیشگامان

 

 

دیگه بقیه مراسم ها و تهیه مطالبش بمونه ایشالله برا بعد امتحانا...اونم با تاخیر...مثل شهادت دکتر مصطفی چمران...ایشونم درسش رو خوند...اونم تا کجا...تا دکتری...تازه دیدیم که شهید هم شد

پس درسی که از ایشون هم گرفتیم پیشاپیش عمل کنیم و بعد به امید خدا نتیجش رو ببینیم

 

ما توی این وبلاگ آسمونی ،غم و شادی رو با هم داریم

چطوره؟

 

پ.ن:

مورد 2 و 8 برامون جالبه که بدونیم واقعا انتخاب شهدا کیه؟

به عینه راه برا غیر قافله ای ها هم باز شده !!!

در حد چند خط هم کفایت می کنه؟

و اینکه پیشنهاداتی شد تا پستی خالی نمونه

ولی هیچکس مجبور نیست اینجا قلم بزنه

اما اگه زد...مطمئن باشه که حداقل توی همین دنیا نتیجش رو می بینه ...

حتی اگه یه کوچولو هم شده باشه

من دیدم و هنوز دارم می بینم

حالا اون دنیاش که بماند...خدا می دونه

 

 

 

تذکر نوشت:

اگه خواستین عکس هم بذارین...من به شخصه اکثرا از گوگل سرچ می کنم...مثلا می نویسم شهید آوینی و یه عالمه عکس میاد و من بدون نیاز به آپلود،اون عکس رو کپی می کنم بین مطالب نوشته شدم...اگه خواستین در این مورد ما انجام وظیفه کنیم

اما اگه عکسهایی خاصی رو آپلود می فرمایید

هرجای مطلب که خواستین عکستون قرار بگیره،همونجا اصطلاحا (یو آر الش) رو درج بفرمایید.در قسمت نظرات که مطلب رو لطف می فرمایین برا ارسال

حالا فرقی نداره هر کدوم از دوستانی که دسترسی به رمز ورودی وبلاگ دارن... ان شالله مشتاقانه در وبلاگ درج می فرمایند

باز هم ممنون

و در پناه خدا

 

 

 








:: موضوع : برنامه های قافله انتظار

:: نویسنده : یاران قافله انتظار در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388

لينك ثابت  

قطره ای از دریا
اخبار قافله انتظار
مراسم استقبال از پیکر مطهر 3شهید گمنام در مسجد انصار السین(ع)
مراسم تشييع اين شهيدان از ساعت 9:30 صبح روز دوشنبه همزمان با اربعین از ميدان الزهرا شهرك شهيد محلاتي آغاز و پس از گذر از مسيرهاي تعيين شده در سازمان مركزي دانشگاه پيام نور در جنب اين شهرك به خاك سپرده مي شود.

اعلام اسامی برگزیدگان مسابقه "نامه ای به شهید"
16 الی 21 مرداد ، مشهد مقدس

دومین اردوی فرهنگی زیارتی قافله انتظار بزگزار شد
بازدید از مناطق عملیاتی غرب و شمال غرب کشور ، با حضور روایان و یادگاران هشت سال دفاع مقدس

تابستان امسال هر جمعه صبح مقبره الشهدا...
بیایید مهمان شهدا شویم بر سفره امام زمان(عج)

cd مجموعه عكسها و فيلمهاي اردوي قافله ي انتظار(فرودین87


اردوی کوه پیمایی خانودگی
صبح جمعه ، 13 اردبیهشت ، مسجد انصار الحسین(ع)......

بایگانی اخبار