تبليغاتX

‘ * قافله ی انتظار * ‘
بسم الله الرحمن الرحیم

سالروز بمباران شیمیائی حلبچه
 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

حلبچه سلام
بيا برگرديم به اون سالي که خيلي ها رو از دست دادي
اما نگران نباش
هنوز از ياد نرفتي
ما به يادتيم
ميگن اون موقع ها از اون صحنه هاي دلخراشت
سعي مي شد در داخل کشور پخش نشه تا روحيه ها تضعيف نشه
اما با پوستر و چيزهاي ديگه عمق فاجعه رو به تصوير کشيدن و به مردم دنيا نشکونت دادن
نمي دونم بگم چجوري مردم خشک شدن  يا نه!!!
اما يه کوچولو توي اخراجي ها نشون دادنت

نمي دونم اگه اونجا مردم ماسک و امکانات داشتن مي تونستن نجات پيدا کنن يا نه
نمي دونم  اگه اونجا مردم مجهز به چه علم  و امکاناتي بودن،جون در مي بردن
حالا حتما خبرهاي اون موقع دستته ديگه !خبر داري که
اون موقع ها که توي مناطق جنوبي کشور،مردها که قسمتهايي از شهر رو رها کرده بودن
گروهي از زنهاي اون شهر،مورد حمله عراقي ها قرار گرفتن
حالا کاش فقط با تير اسلحه و با نارنجک و اين چيزا مورد حمله اون وحشي ها قرار مي گرفتن
اما نه حلبچه اون پاکدامنا...اگه
اونا اگه کار با اسلحه و اون سلاحهايي که در اثر درگيري ها و جنگي که بوده
توي شهر و خيابون به وفور ريخته بود رو قبلا ياد گرفته بودن
ميشد تصور کرد که اون علم  و سلاحها،جونشون رو نجات مي داده
اما حالا چي؟
چند نفر از ما بلديم با سلاحهاي حتي معمولي کار کنيم؟
آيا وقت اين نوع از استقلال خواهي هاي خانمها و دختران جامعه ما نرسيده؟
  اما يه چيزي رو هنوز نگفتم...مي دوني اون چيه
حلبچه...حلبچه جون
باورت ميشه که ما توي بمباران باشيم و خودمونم درست باورمون نشه؟
آخه ميگن که ما توي جنگ فرهنگي هستيم
و لي نوع بمبهاي شيمياييش طوري شده که اثراتش مثل اون موقع ها دلخراش انگار نيست
مثلا
شيميائيهايي که خيلي تمييز روي صورتهامون ميشينه
ترس کدومه
ماسک کجا بود
اما يه وجه اشتراک داريما
 الانم از ما پوستر درست مي کنن
تازه الان ديگه طاقتمونم خيلي زياد شده
همين داخل کشور هم پخشش مي کنن
تازه دوز مصرفمونم بالا رفته
وارداتي هم داريم
بگذريم
فقط حلبچه جان
بدون که وضع الان حلبچه هاي ما خيلي داغونه
اما بي صدا و آروم  داره مي سوزه و آب ميشه
نمي دونم کِي ديگه نيروي کمکي مياد که محيطمون رو ضد عفوني کنه

آره حواسم هست
من دارم ياد مي گيرم که ماسک مورد  نياز امروز جامعه من چيه
و کجاها بايد ازش استفاده کنم
گرچه يه کم بخار اومده داخل ماسکم
اميدوارم که نفوذ مواد شيميايي  نباشه
ايشا الله که يه تنفس پاک از عمق وجودمه
با آگاهي و اراده


پ . ن :

چند سوال:
 
چطور شهدا اون موقع ها هم با انرژي زندگي مي کردن و هم هر لحظه آماده مرگ و شهادت بودن
چرا دلمردگي و دست کشيدن از دنيا سراغشون نمي اومد
نمي اومد ديگه مگه نه؟؟؟؟

محاسبات آماري جنگ  و عمليات ها(مثل پل سازي و عبور از اروند و...) چه علمي رو مي طلبيد؟
دکتر چمران در مناطق جنگي از علمش چه استفاده اي کرد؟
آيا کسي که تحصيلات دانشگاهي نداشت

 مثل شهيد برونسي نمي تونست موفق باشه با استفاده از توسلات خالصانش؟

علم و توسل و توکل در کنار هم جور در ميان؟

رانندگي چطور
ورزشکاري ،دفاع شخصي و فنون رزمي چطور؟
اگه الان جنگ بشه(از نوع 8 سال دفاع مقدس نه اين همه سال جنگ تزريقي فرهنگي) نحوه جنگ متفاوته؟
موبايل و اينترنت و...هزاران هزار امکانات ديگه،چه نقشي رو بازي مي کنن؟

نظرتون چيه؟
  

 








:: موضوع :

:: نویسنده : یاران قافله انتظار در دوشنبه 26 اسفند1387

لينك ثابت  

پیامبر ما امت مسلمان دیده به جهان گشود

 

 

پیامبر ما امت مسلمان دیده به جهان گشود

تا چه زمانی ما باید دیده بصیرت بر دنیا گشاییم

تا آن منجی نهایی را درخشان همچون آفتاب بینیم!

یابن الحسن(عج) آقا بیا.....

 

 

 

 








:: موضوع :

:: نویسنده : یاران قافله انتظار در یکشنبه 25 اسفند1387

لينك ثابت  

شهيد احد رضا احمدي

 

شهيد احد رضا احمدي

وقتي زمين تفتيده کوير از شدت تشنگي بيهوش شده بود، و آفتاب بي رحم،‌ تمامي شعاع‌هايش را به کوير دوخته بود، پيکر کوير آرام از درز چشمان بي‌رمقش قامت بلند خورشيد را ورانداز کرد و زير لب آفتاب را نفرين نمود. آري اي آب، وقتي ريشه‌هاي خشکيده بوته‌هاي صحرا در انتظار قدومت بي‌حال شدند و کم‌کم از آمدن تو نااميد، آن هنگام که دنيا برايشان تيره و تار بود، (اي آب) نبودي که ببيني که چگونه رخسار اصغر (ع) از فرط تشنگي دگرگون شد، نبودي که ببيني چگونه حسين (ع) را به حلقومي خشکيده آن هم خشکيده تر از روح کوير کشتند.

 

 

 








:: موضوع :

:: نویسنده : یاران قافله انتظار در سه شنبه 20 اسفند1387

لينك ثابت  

خطاب به دوستان همراه

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

امید است که شاهدان ،

 همیشه تاریخ نام ما را در دفتر خادمین شهدا ثبت نمایند

به امید خادمی کاروان ظهور ،

رؤیت خورشید عالم تاب را لحظه شماری می نماییم

منتظر تا صبح فردا...

 

دوستان صمیمی قافله سبز انتظار سلام

 

شهیدان،در جوار رحمت حق،شاهدان محفل انسند.

چرا باید برای آنها دلتنگ باشیم ؟

برای خود دلتنگ باشیم که اموات قبرستان عادات و تعلقاتیم

و گمگشته ی فراموش خانه ی نفس .

 

سید شهیدان اهل قلم شهید سید مرتضی آوینی

 

 

برای رهایی از این عادات و تعلقات دست و پاگیر دنیایی هم که شده

به خواست خدا در اینجا می مانیم در کنار هم اما با کمی تفاوت!

 

در شروع  این تغییر ، از دوستان بزرگوار قافله در قم درخواست داریم که

با هماهنگی با یکدیگر، سریعتر نماینده ای را برگزینند و

 ایشان آیدی خود را(ترجیحاً yahoo باشد) در قسمت نظرات درج نماید

 

 

 

و مورد بعد اینکه می دانیم که بسیاری از شهدا عاشق کربلا بودند

عاشق امام حسین(ع) بودند

ولی در همین جبهه ها؛ کربلایی شدند و به امام حسین(ع) رسیدند

و .....

پس نتیجه می گیریم که در این دنیای دوّار،

راه میانبر برای جامانده ها هست

این قانون الهی دنیاست و باید مقرب بود تا به میانبرها بار یافت!!!

ویژه برای دوستان همراهمان در نظرات:::

 اخراجیه دل شکسته

و دلبسته قافله ای ها

با توجه به این مطلبشان:

جواب دل شكستمونو با كربلا دادن اما روياي كربلاي شلمچه كه به دلمون موند...

و یکی از این بزرگواران هم لطف بفرمایند و آیدی خود را ارسال نمایند

به خواست خدا ادامه صحبت ها را به صورت خصوصی شخصا خدمتشان عرض می نمایم

موفق باشید

 

پ . ن :

آقایون بزرگوار قافله به شدت غیبت دارند

لطفا اعلام وجود نمایند!

 

 








:: موضوع :

:: نویسنده : یاران قافله انتظار در جمعه 9 اسفند1387

لينك ثابت  

سلطان خراسان که رئوف است

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام من بی جواب نمی مانَد اگر تو را خطاب نموده ام یا علی بن موسی الرضا(ع)

خواسته ام بی جواب نمی ماند اگر تو ضامن آهویی

نمی گویم من کسی هستم که لایق نظر شماست

(لایق وصل تو که من نیستم)

اما می گویم که شما کسی هستید که به خداوندی خدا می دانیم که

 محال است درمانده ای را ببینید و نادیده بگیرید

 

 

***

شهید آوینی می گفت:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند مقرب ترین بندگان خویش را از میان عشاق بر می گزیند و

 هم آنانند که گره کور دنیا را به معجز عشق می گشایند

***

 

امام رئوف و مهربانم، ما میخواهیم گره کور دنیا را به معجز عشق، بگشاییم

اما از عشق هنوز کم داریم (لاقل خودم)

پس هر آنکه را که خود کاسه گدایی نزدتان آورده را از عشق حقیقی لبریز بفرمایید

آقا خودمونی میگیم دیگه: هر چی توی کاسه شهدا می ریختی،برا ما هم بریز دیگه

من شنیدم که جوادتون کریم اهل بیت(ع)هست

گرچه شاید خیلی هامون مثل خیلی های دیگه هرگز بهشون متوسل نشدیم

اما میخوایم که امروز جون جوادتون فرقی بین سواره و پیاده نذارین

بین مهمل(حرم) نشین و منزل(جامانده) نشینمون

اینکه  خود را بگذاریم و خد را برداریم

تا به گذشت و اخلاص عشق ،  ... برسیم

تا ز هرچه  منیت و خودپسندی و غرور نابجاست ،لباس برکنیم و سبک بال پر زنیم

 

کبوتری سبک تر پر زند       که سبک تر رخت برکند

شش قفله اش نموده ایم          دل را به دار فانیان

بهر گشودنش هم که شده        به آسمان شهیدان سر زنیم

 

مسیر رو دیگه یاد گرفتیم...

 

{جاده کدومه...چراغ سبزی که شهدا پیشش منتظرمونن...و موانع و رفقای شیطان رو}

گرچه با پیچهایی که به دور خودمون  و دل و دنیامون می خوریم

فقط داریم زمان رسیدن به چراغ سبز رو طولانی ترش می کنیم

همین

پ . ن :

ماه صفر که تموم شد  بیاید جشن بگیریم

هرکی یه کاری کنه :مثلا با پیامک تبریک بگیم

آف بذاریم

اگه به هم نمی خندیم::: شیرینی شکلات بخورین

حالا اگه کسی هم ندید،دو تا بادکنک هم باد کردین عیب نداره

خوش بگذره

در پناه خدا

 

ی . ن : یاد آور نوشت :

ما هنوز یکی دو روز دیگه هستیما... ممنون از نظر خصوصی هاتون

 

 








:: موضوع :

:: نویسنده : یاران قافله انتظار در پنجشنبه 8 اسفند1387

لينك ثابت  

خادم وبلاگ

بنام خدا

دوستان بزرگوار و صمیمی قافله انتظار سلام

بنده  خادم وبلاگ قافله انتظار هستم

که بعد  از اولین اردوی قافله طبق در خواستی که از بنده حقیر شده بود

تا به امروز سعی کردم در راه شهدا کاری کرده باشم  لااقل برای دل خودم!

گرچه خیلی هم درخواست یاری از شما بزرگواران داشتیم

ولی تا به امروز آنچه انتظار داشتیم اتفاق نیفتاد

لااقل فقط در قسمت نظرات شاید تا به امروز هرگز این وبلاگ  به خودش در یک پست،

(پست گلچین شهدا که پر از گله و شکایت و... دوستان است)،

این همه نظر، (15 تا) اعم از خصوصی و عمومی ندید

چرایش به پای خودتان همراهان!!!

و اما امروز آمدم که بگویم که (نمی گویم چه ها که ننوشتید)

اما اگر یک اشتباه هم در پست گلچین شهدا بود،به پای من  نویسنده بگذارید نه  کسی که از ایشان نوشتم

چرا که ایشان به این اردو نیامدند ولی یک اتوبوس بخاطر ایشان از راه باز نماند!

خودشان نیامدند ولی تلاششان را نمودند تا دیگران را راهی نمایند

و اینکه چرا نوشتم:::

 "نکاتی که حائز اهمیت هست اینکه همراه بودن مسئول اصلی قافله(آقای شیخی) با این اردو حتمی نمی باشد"

 

در این مورد فقط از بنده درخواست نمودند که خبر این اردو را  در وبلاگ درج نمایم

تمام این جزئیات از بنده بود

پس تمام این خرده گیری ها بر من وارد است نه ایشان

ملاحظه بفرمایید :

***

(در مورد نکته ایی که در وبلاگ از عدم حضور این حقیر اشاره فرمودید هم فکر نمی کردم چنین سوء برداشتی بشه!

منتها اگر صلاح دونستید یا این قسمت رو حذف کنین یا اینکه خودتون ........)

****

بله من برای جلوگیری از حرف و حدیث های ناگوار آینده نوشتم که ایشان شاید همراه با قافله نباشند

تا کسی مدعی نشود که بدون مسئول بودیم و چرا به ما نگفتید و .....  اما همین حسن نیت،

برایمان حرف و حدیث ساخت

ایرادی  ندارد اما تا زمانی که به خودم می گفتید نه ....

اما من از ناراحتی ای که برای ایشون پیش اومد  وظیفه خودم دونستم که مطلعتون کنم

که حساب ما از هم جدا است

چنانچه در مورد قسمت لغو اردوی خانم ها در عید امسال ؛

 پاسخگویی به خود مسئولین مربوطه واگذار شد

-{چنانچه می دانم اگر می توانستند کاری نمایند

دریغ نمی کردند چرا که این قافله خودجوش است!!!}-

و من هم مثل همه شما نگاه می کردم که ببینم چطور میشه

و اما.................

فقط هم دو سه روز آینده  ان شالله میام سر می زنم به وبلاگ و نظرات خصوصی شما

دوستان بزرگوار و عاشق شهدا رو می خونم که شاید حرفی با خودم داشتید ،

که می دانم تمام خرده گیری هایتان هم  از عشق آنان است

ان شالله پس از این چند روز پست خداحافظی ام را با اجازه مسئولین قافله خوهم گذاشت .

تا آن روز طلب حلالیت از همه دوستان دارم

 

و  وبلاگ را به تازه نفسانی می سپارم که صد در صد از بنده سراپا تقصیر  لایق ترند

بدرود تا سلام آخر

 

قافله های شهدایی

راهتان پُر رهرو باد ان شا الله

تقدیم به شهدای گرانقدری که آرام پر گشودند و رفتند و آن ستارگانی که در انتظارند تا به یاران و دوستانشان برسند

 یادشان گرامی  :::

 

 

بیدارم و می بینمت رویا به رویا

از پیش چشمم می روی دنیا به دنیا

با تو میان آب و آتش آشتی بود

در آتش است از رفتنت دریا به دریا

یکبار دیگر عشق را با خون نوشتند

تعبیر لبخند تو را گلگون نوشتند

تا دست عشق از پیکر عاشق جدا شد

با دست لیلا قصه مجنون نوشتند

این کوچه ها بی تو همیشه بی قرارن

حس غریبی بین پاییز و بهارن

رفتی ولی فکری به حال کوچه ها کن

بوی تو دارند و تو را اما ندارند

بیدارم و می بینمت رویا به رویا

از پیش چشمم می روی دنیا به دنیا

با تو میان آب و آتش آشتی بود

در آتش است از رفتنت دریا به دریا

بیدارم و می بینمت رویا به رویا

از پیش چشمم می روی دنیا به دنیا

رفتی ولی فکری به حال کوچه ها کن

بوی تو دارند و  تو را  امّا  ندارند

 

 

سلام بر تمام شهدا...که مقرب درگاه الهی اند و کارگشا

 

 

 

 








:: موضوع :

:: نویسنده : یاران قافله انتظار در سه شنبه 6 اسفند1387

لينك ثابت  

قطره ای از دریا
اخبار قافله انتظار
مراسم استقبال از پیکر مطهر 3شهید گمنام در مسجد انصار السین(ع)
مراسم تشييع اين شهيدان از ساعت 9:30 صبح روز دوشنبه همزمان با اربعین از ميدان الزهرا شهرك شهيد محلاتي آغاز و پس از گذر از مسيرهاي تعيين شده در سازمان مركزي دانشگاه پيام نور در جنب اين شهرك به خاك سپرده مي شود.

اعلام اسامی برگزیدگان مسابقه "نامه ای به شهید"
16 الی 21 مرداد ، مشهد مقدس

دومین اردوی فرهنگی زیارتی قافله انتظار بزگزار شد
بازدید از مناطق عملیاتی غرب و شمال غرب کشور ، با حضور روایان و یادگاران هشت سال دفاع مقدس

تابستان امسال هر جمعه صبح مقبره الشهدا...
بیایید مهمان شهدا شویم بر سفره امام زمان(عج)

cd مجموعه عكسها و فيلمهاي اردوي قافله ي انتظار(فرودین87


اردوی کوه پیمایی خانودگی
صبح جمعه ، 13 اردبیهشت ، مسجد انصار الحسین(ع)......

بایگانی اخبار