تبليغاتX

‘ * قافله ی انتظار * ‘
بسم الله الرحمن الرحیم

اردوی زیارتی مناطق عملیاتی غرب کشور
بسم الله


السلام علی الشهدا الذین بذلوا مهجهم دون الحسین (ع)

 

به اطلاع تمام همسفران و همراهان بزرگوار قافله انتظار می رساند : 
اردوی مناطق جنگی غرب کشور (کرمانشاه_کردستان)به همراه خانواده شهدا کرج برگزار می گردد :


حرکت: 8 صبح 18/4/88 از میدان آزادی_خیابان معراج برگشت: 23/4/88
هزینه 30000 تومان
هماهنگی:آقای عباسی

هماهنگی خواهران : خانم حقی

 

 

 








:: موضوع :

:: نویسنده : یاران قافله انتظار در جمعه 12 تیر1388

لينك ثابت  

چگونه در بند خاك بماند انكه پرواز آموخته است...
 


بسم رب الشهدا....


باسلام به هم قافله اي ها.... مي خوام چندتا شهيد بهتون معرفي كنم البته اگه رفتين سر مزارشون تمام قافله اي هارو ياد كنيدا.


شهيد محمد كاشيها
محل شهادت: شلمچه
مزار شهيد: بهشت زهرا- قطعه 53

شهيد عليرضا حيدري
محل شهادت:ارتفاعات 146 فكه
مزار شهيد: بهشت زهرا - قطعه 27

شهيد سيد علي موسوي
محل شهادت:ارتفاعات 146 فكه
مزار شهيد : بهشت زهرا- قطعه 27

شهيد امير كاووسي
محل شهادت: شلمچه
مزار شهيد : بهشت زهرا - قطعه 53

شهيد مصطفي كظم زاده
محل شهادت: سومار
مزار شهيد : بهشت زهرا- قطعه 26- رديف- 93 شماره- 9

شهيد رضا رافراز اسفند آبادي
محل شهادت: پادگان وليعصر
مزار شهيد : بهشت زهرا – قطعه 24

شهيد ناصر عاطف
محل شهادت: عين خوش
مزار شهيد : بهشت زهرا - قطعه 28

شهيد سيد حسن رضوي
محل شهادت: ماووت عراق
محل شهادت: بهشت زهرا – قطعه 40 رديف 31 شماره 21

شهيد حسين تقوي منش
محل شهادت: جاده اهواز خرمشهر
مزار شهيد : بهشت زهرا قطعه 26

شهيد علي اصغر ابراهيمي
محل شهادت:فكه
مزار شهيد: بهشت زهرا- قطعه 53 رديف 126 شماه 4

شهيد ناصر شراره
محل شهادت:الموت
مزار شهيد: بهشت زهرا- قطعه 26

شهيد محسن حاجي با با
محل شهادت:سر پل ذهاب
مزار شهيد: بهشت زهرا- قطعه 26

شهيد اكبر يزدان پناه
محل شهادت: جزيره مجنون
مزار شهيد: بهشت زهرا- قطعه 27- رديف 25 –شماره 2

شهيد نصر الله جوركش
محل شهادت:ماووت عراق
مزار شهيد: بهشت زهرا- قطعه 29 – رديف 40 شماره 12

        

 

 

 


يا علي

ارسال شده توسط: همسنگر








:: موضوع :

:: نویسنده : یاران قافله انتظار در جمعه 12 تیر1388

لينك ثابت  

ليلة الرغائب
بسم الله الرحمن الرحيم


[عمل ‹‹ ليلة الرغايب ›› ]
چنانچه شب اول ماه مصادف با شب جمعه بودسزاوار است عمل ‹‹ ليلة الرغايب›› نيز انجام دهد. از پيامب اكرم (صلي الله عليه واله وسلم) روايت شده است كه فرمودند: از اولين شب جمعه در ماه رجب غافل نشويد زيرا شبي است كه فرشتگان آن را ليلة الرغيب مي نامند اين نامگذري به اين جهت است كه هنگامي كه يك سوم شب گذشت هيچ فرشته اي در آسمانها و زمين نمي ماند مگر اين كه در كعبه و اطراف آن جمع ميشود آنگاه خداوند بطور غير منتظره اي بر آنان وارد شده و مي فرمايد: اي فرشتگانم ! هر چه مي خواهيد از من در خواست كنيد. فرشتگان عرض مي كنند : حاجت ما اين است كه از روزه داران رجب درگذري. خداوند مي فرمايد : اين كار را انجام دادم. بهتر است كسي كه اين حديث رامي شنود در اين شب زياد بر فرشتگان صلوات فرستاده تا تكليفي را كه آيه تحيت به عهده ما گذاشته باندازه توانايي انجام داده باشد- سپس رسول خدا (صلي الله عليه واله وسلم) فرمود :كسي كه روز پنجشنبه اول ماه رجب را روزه گرفته و سپس بين نماز مغرب و عشا دوازده ركعت نماز به جا اورد هر دو ركعت به يك سلام و در هر ركعتي سوره فتتحه يك بار ، سوره قدر سه بار ، سوره اخلاص را دوازده بار خواند و هنگامي كه نماز تمام شد هفتاد بار بر من صلوات فرستد : ‹‹اللهم صل علي النبي الامي و علي آْله›› ، سپس سجده كرده هفتاد بار بگويد : ‹‹سبوح قدوس رب الملائكة و الروح›› ؛ سپس سر خود را بلند كرده و بگويد : ‹‹رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العل الاعظم ››آنگاه بار ديگر به سجده رفته و در سجده همان چيزي را بگويد كه در سجده اول گفت، سپس حاجت خود را از خدا بخواهد ، انشاء الله تعالي برآورده ميشود .

 


منبع :المراقبات (مرحوم اية الله حاج ميرزا جواد ملكي تبريزي‹ره›)








:: موضوع :

:: نویسنده : یاران قافله انتظار در پنجشنبه 4 تیر1388

لينك ثابت  

اين الرجبيون؟
بسم الله الرحمن الرحيم



شرافت رجب


اين ماه ، ماه بسيار شريفي است به اين جهت كه:
از اوقات دعا ميباشد و حتي در زمان جاهليت به اين مطلب مشهور بوده و مردم آن زمان منتظر اين ماه بوده تا در آن دعا كنند.
اين ماه،ماه اميرالمومنين (عليه السلام) ميباشد همانطور كه در بعضي از روايات آمده است چنانچه شعبان ماه رسول خدا(صلي الله عليه واله وسلم) و رمضان ماه خدا متعال مي باشد.
شب اول این يكي از چهار شبي است كه تاكيد به زنده نگهداشتن ان به عبادت شده است.
درباره روز نيمه ان امده است كه محبوبترين روزها نزد خداوند بوده و زمان انجام عمل استفتاح است كه بطور مفصل خواهد آمد.
روز بيست و هفتم اين ماه مبعث پيامبر اكرم (صلي الله واله و سلم) مي باشد.
روزي كه زمان ظهور رحمت خداوند است.چيزي كه از اول خلقت تا كنون مانند ان ديده نشده است.

 

 

         

 


اين گوشهاي از فضايل اين ماه بود و ما توان فهم تمام فضايل اين ماه شريف را نداريم...

 

همدیگه رو از دعا خیر محروم نکنیم انشالله...

 

 

 

ارسال شده توسط : همسنگر








:: موضوع :

:: نویسنده : یاران قافله انتظار در چهارشنبه 3 تیر1388

لينك ثابت  

وظيفه ي امروز...

سلام به همه قافله انتظاری ها!!
وبلاگ عمدا به روز نمیشه!! چون یه جورایی احساس میشه شاید بچه های قافله انتظار نمی خوان به خودشون یه تکونی بدن! و مطلب جدید برای وبلاگ خودشون بدن! 
قافله انتظار ، وبلاگش و خاطره هاش و خلاصه تمام خوبی و بدی هاش برای همه همسنگرای قافله س !

راستی ! بعضیا پیام خصوصی میذارن که وبلاگ دربه داغونه!چرا فلان قضیه ضعف داره! چرا کم کاری میشه و  این حرفای خوب خوب! که البته دربست قبول داریم !   ولی خب وقتي بچه ها همكاري نكنن ... يه دست كه صدا نداره!....   خلاصه اينكه شما لطف دارين!! دربه داغوني از خودتونه (خودمونه) !    بعضي هاي ديگه هم فرمودند در حال حاضر برنامه مهم قافله چيه؟  كه جوابش تقريبا معلومه ! يه قافله انتظاري مهمترين وظيفه اش آماده بودنه! امادگي كامل براي سربازي در ركاب حضرت ولي عصر (عج)، خب  اين اردوها هم بهانه اي بوده واسه تجديد قوا و كسب نيروي تازه  از بركت شهدا، اما مهمتر از اين اردوهاي پر بركت مسئله ي اصلي  اينه كه بايد توجه كنيم  بنا به فرمايش حضرت آقا:

 ‌ اين انتظاري كه گفته اند , فقط نشستن و اشك ريختن نيست ; انتظار به معناي اين است كه ما بايد خود را براي سربازي امام زمان آماده كنيم . سربازي امام زمان , كار آساني نيست ! سربازي منجي بزرگي كه مي خواهد با تمام مراكز قدرت و فساد بين المللي مبارزه كند , احتياج به خودسازي و آگاهي و روشن بيني دارد. عده يي اين اعتقاد را وسيله يي براي تخدير خود يا ديگران قرار مي دهند; اين غلط است . ما نبايد فكر كنيم كه چون امام زمان خواهد آمد و دنيا را پر از عدل و داد خواهد كرد , امروز وظيفه يي نداريم ; نه , به عكس , ما امروز وظيفه داريم در آن جهت حركت كنيم تا براي ظهور آن بزرگوار آماده شويم . شنيده ايد , در گذشته كساني كه منتظر بودند , سلاح خود را هميشه همراه داشتند; اين يك عمل نمادين است و معنايش اين است كه انسان از لحاظ علمي و فكري و عملي بايد خود را بسازد و در ميدانهاي فعاليت و مبارزه , آماده به كار باشد. اعتقاد به امام زمان , به معناي گوشه گيري نيست . جريانهاي انحرافي قبل از انقلاب تبليغ مي كردند , الان هم در گوشه و كنار تبليغ مي كنند كه امام زمان مي آيد و اوضاع را درست مي كند; ما امروز ديگر چه كار كنيم ! چه لزومي دارد ما حركتي بكنيم ! اين مثل آن است كه در شب تاريك انسان چراغ روشن نكند; چون فردا بناست خورشيد عالمتاب بيايد و روز بشود و همه ي دنيا را روشن كند. خورشيد فردا , ربطي به وضع كنوني من و شما ندارد. امروز اگر ما مي بينيم در هر نقطه ي دنيا ظلم و بي عدالتي و تبعيض و زورگويي وجود دارد , اينها همان چيزهايي است كه امام زمان براي مبارزه ي با آنها مي آيد. اگر ما سرباز امام زمانيم , بايد خود را براي مبارزه با اينها آماده كنيم . بزرگترين وظيفه ي منتظران امام زمان اين است كه از لحاظ معنوي و اخلاقي و عملي و پيوندهاي ديني و اعتقادي و عاطفي با مومنين و همچنين براي پنجه درافكندن با زورگويان , خود را آماده كنند. كساني كه در دوران دفاع مقدس , سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدس شركت مي كردند , منتظران حقيقي بودند. كسي كه وقتي كشور اسلامي مورد تهديد دشمن است , آماده ي دفاع از ارزشها و دفاع از ميهن اسلامي و دفاع از پرچم برافراشته ي اسلام است , او مي تواند ادعا كند كه اگر امام زمان هم بيايد , پشت سر آن حضرت در ميدانهاي خطر قدم خواهد گذاشت . اما آن كساني كه در مقابل خطر , انحراف و چرب و شيرين دنيا خود را مي بازند و زانوانشان سست مي شود; كساني كه براي مطامع شخصي خود حاضر نيستند هيچ حركتي را كه مطامع آنها را به خطر مي اندازد , انجام بدهند; اينها چطور مي توانند منتظر امام زمان به حساب بيايند كسي كه در انتظار آن مصلح بزرگ است , بايد در خود زمينه هاي صلاح را آماده كند و كاري كند كه بتواند براي تحقق صلاح بايستد..."

ايشون در جايي ديگه مي فرمايند :

امروز مبارزه و جهاد حضور جدي در عرصه ي علمي از مهمترين وظايف دانشجويان مومن و معتقد به نظام و ارمان هاي امام راحل و شهداست...   

راستي ! الانم ايام امتحاناته ها !! احتمالا همه قافله انتظاري ها سخت مشغول هستند! خدا قوت !! 

 

خلاصه كه گفته باشيم اگه حرفي ! حديثي !‌نظري ! هر چي دارين  وبلاگ خودتونه! تعارف نفرمایید  خواهشا! پس  کاری  از دست هر کی بر میاد ....  یا علی !

آخرين حرف مام واسه اونايي كه  هنوز شاكي اند! ناراضي اند!‌دلخور اند !‌ يا...  خودشون میدونن....  گفته باشيم! ما از اين حرفا تو قافله نداريم! هيچ حرف و حديثي تو  قافله حتي يه لحظه هم نمي مونه! 

 ضمنا واسه  اونايي رفتن! و  خسته شدن! و ... هم  اينكه : قافله انتظاري هيچ وقت كم نمياره!

بازم بگو يا علي








:: موضوع :

:: نویسنده : یاران قافله انتظار در پنجشنبه 28 خرداد1388

لينك ثابت  

السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)
 

 

    

 

حبب إلي من ديناكم ثلاث : تلاوة كتاب الله و النظر في وجه رسول الله و الإنفاق في سبيل الله .

از دنياي شما سه چيز محبوب من است : 1 - تلاوت قرآن 2 - نگاه به چهره رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) 3 - انفاق در راه خدا 47 ) نهج الحياة ، ص 271

 

حضرت فاطمه الزهرا(س)

 

 

 

    

 

 سالروز  شهادت مظلومانه و جانگداز حضرت امّ الائمة النجباء صديقه كبرى فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها بر تمام عاشقان آن حضرت تسلیت باد.

 

امروز آخرین روز ختم قرآن گروهی یاران قافله انتظار بود ! 

از امروز همسنگرهای قافله بازهم با همدیگه عهد می بندن که به لطف این هدیه الهی و به مدد نوری که از این ختم قران در وجودشون  ،

 محمکتر و استوارتر از قبل در راه رسیدن به سربازی مهدی فاطمه  قدم بردارند

سلامتی و تعجیل در فرج حضرت ولی عصر امام زمان(عج)  ...  اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجم  








:: موضوع :

:: نویسنده : یاران قافله انتظار در پنجشنبه 7 خرداد1388

لينك ثابت  

همه تون خوابید...
بسم رب الشهدا


از شلمچه داشتيم برگشتيم حال و روز خوبي نداشت معلوم بود دنبال گمگشته اي مي گشت دلشو شلمچه جاگزاشته بود من خيلي گرانش بودم پيش خودم ميگفتم ديگه اين تهران بر نميگرده!!!!
سوار اتوبوس كه شديم با چشمهاي قرمز رفت روي يه صندلي خالي نشت عكس مرتضي رو گذاشته بود پيشش و باهاش درددل ميكرد .....
همين جوري كه سرو تكيه داده بود به شيشه خوابش برد وداع از شلمچه براش خيلي سخت بود خيلي...... !!!!!
بعد از شلمچه مي خواستيم بريم معراج الشهدا شامم اون جا خوريم خلاصه وقتي رسيديم معراج خواب بود بيدارش كريدم كه بياد ولي اون دوباره خوابش برده بود وقي بيدار شده بود فكر كرده بود كه به محل اسقرار رسيديم حالا ديگه خوابش بره بيدارش نكردن حال و روز خوبي هم نداشت مي گفت با اقاي راننده داشتم فيلم حضرت يوسف ميديم كه نگام افتاد به نوشته روي ديوار كه نوشته بود معراج الشهدا....
ما هم كه فكر ميكرديم حتما رفته جايي داره خلوت ميكنه مزاحمش نشيم منم با يكي از خواهران رابط داشتم با مسول كاروان صحبت مي كرديم...... كه موبايلم زنگ خورد بعد از يه تك زنگ ديدم با چشمهاي قرمز و عصباني داره از اتوبوس پياده مي شه پيش خودم گفتم اين كي رفته تو اتوبوس كه من نفهميدم؟؟؟؟؟؟؟ اومد پيشم با صداي گرفته سرم داد زد خانوم.... بيايد يك لحظه منم دستمو از زير چادرم اوردم بيرون و با اشاره بهش گفتم برو .... زير لب داشت به منو بچه ها چيزي ميگفت حق داشت بيچاره!!!!!!! از اون جايي كه خدا هميشه با ماست و هواي مارو داره يكي از همسفرها رفته بود وضو بگيره بهش گفت بيا با هم بريم تو معراج.... وقتي كارم تموم شد رفتم تو ديديم واي جاش گذاشتيم !!!!!!!! نمي دونست چيكار كنه با ما دعوا كنه كه بيدارش نكرديم يا......... منو كشيد كنار بهم گفت تو اگر تو جنگ فرمانده بودي شهادتو براي خودت مي خواستي اصلا نگاه نمي كني يكي از اين سربازا هم جا مونده مخصوصا اگر فرمانده گردان تخريب بودي..........؟؟؟؟؟؟؟؟

دلم براش سوخت اخه داشت با يه حسرتي ميگفت كه....
صدامون كردن كه بريم شام بخوريم نمي خواست بياد ولي من نذاشتم ُهیچي از صبح نخورده بود نه صبحانه نه نهار......نمي خواست شام بخوره ديگه بايد يه سرم مي خورد .......
يه جوري مي گفت خواهش ميكنم بذار بمونم....
خلاصه من پيروز شدم كه بياد شام بخوره هر يه قاشقي مي خورد مي گفت برم ؟؟؟؟؟؟؟
تو همين گير داد كه اون ميگفت برم من مي گفتم نه در معراج رو بستن انقدر دلم براش سوخت پيش خودم مي گفتم اگه من جاي اون بودم!!!!!! واي !!!!!!!! نه.......
بهم خيره شديم خودمو براي تركيدن يه بغض اماده كرده بودم بهش گفتم برو بهشون بگو يك لحظه درو نبندن ولي با يه حسرتي گفت درو بست و رفت………
به منو بچه ها مي گفت شما ها رفتين ولي شهدا بي معرفت نيستن يه جوري منو دعوت ميكنن كه همتون خوابيد و من بيدار!!!!
اولين نفر وارد اتوبوس شد بغض كرده بود داشت مي تركيد ولي نمي خواست گريه كنه ...........
رفتيم هويزه .... ما هم يه جورايي دل داريش مي داديم ولي اون اصلا به حرف ما گوش نمي داد ……
رسيديم كه هويزه به 8 نفرمونم گفت خيلي بي معرفتين ……
من يكي به اين حرفي كه زد يه جوري دعوتم مي كنن كه همتون خوابيد و من بيدار رسيدم !!!!!!
صبح كه همه خواب بودن شهيد علم الهدی  خصوصي دعوتش كرد بود ............

همه مون خواب بوديم.........!!!!!!!!!








:: موضوع :

:: نویسنده : یاران قافله انتظار در جمعه 25 اردیبهشت1388

لينك ثابت  

شلمچه قطعه ای از بهشت
 

 

در خاطرم زنده شد ياد فاطمييون
ياد فكه ياد شلمچه يلد مجنون

بسم رب الزهرا...
يه هفته قبل از اين كه بريم جنوب و غرب خواب يه شهيدي به نام شهيد مرتضي عباسي رو ديدم اين شهيد يكي از عزيزترين كساي من هست هنوز قطعي نشده بود كه برم خواب ديدم كه يه دعوت نامه بهم داد اره منو براي اولين بار به شلمچه دعوت كرده بود...
بعد از دوكوهه كربلا ي عشق... رفتيم اروند به ياد شهيدي كه مادرش همسفر ما بود شهيد مهدي حاجي هاشم
بعدشم خرمشهر توي رستوان منتظر غذا بوديم كه يكي از دوستاي صميميم گفت بعد از غذا مي ريم شلمچه اشك توي چشمام حلقه زد نه صداي كسي رو ميشنيدم نه كسي رو مي ديم فقط به ياد مرتضي بودم آخه مرتضي شهيد شلمچه است... سوارماشين شديم تمام فكر و ذهنم مرتضي بود كه رسيديم شلمچه باورم نمي شد كه اومدم محل شهادت كسي كه مثل برادر نداشتم هست از اتوبوس پياده شدم داشتم مي رفتم كه مسؤل كاروان گفت كه همه باهم با كاروان مي ريم تك خوري ممنوع باكاروان داشتيم از روي اون بلندي رد مي شديم منم اصلا حال درست وحصابي نداشتم جز نام دوست كسي از من حرف ديگري نمي شنيد نشستيم كه يه راوي برامون صحبت كنه جلو نسته بودم رفتم عقب جلو تر دو نفر از بچه هاي با صفا داشتن مي رفتن منم رفتم پيش اوناتو بغل يكي از دوستام بغضم تركيد تواون حال هوا دنبال مرتضي مي گشتم وا قعا نمي دونستم دنبال مرتضي بگردم يا نه .... آخه كربلا رو چي كار كنم... اون دوستم رفت من موندمو اون يكي دوستم وصيت نامه مرتضي رو براش خوندم كمي پيشم موند اونم رفت
ديگه من موند بودمو شلمچه چهره مرتضي همش مي يومد جلو چشمام وقتي به خودم اومدم داشتن اذان مي دادن نماز كه خونديم بايد مي رفتيم ميدويدم كه مرتضي رو ببينم از اينجا به اون جا بود  كه فهميدم حضرت زينب چي كشيده داغ برادر سنگم آب مي كنه چي برسه به آدم....!!!!
منو دوستم بعد از نماز رفتيم تو يادمان درشو داشتن ميبستن اون جا چفيه مو جا گذاشتم اونم چفيه اي كه تربت رهبر جانبازمون بود ....
ديگه بايد ميرفتيم هر كي منو مي ديد مي گفت مرتضي رو ديدي؟؟؟؟؟؟؟؟
ديدن مرتضي برام شده بود يه ارزو اما مي دونستم عيب از منه نه از مرتضي اخه امده بود حتي همون دوستم كه باهاش رفتم توي يادمان مي گفت مرتضي رو ديده اما من .....
حكايت اين شعرديگه:
پاك كن ديده انگاه بسوي پاك بنگر
چشم نا پاك كجا ديدن ان پاك كجا؟؟؟؟

حلا بايد يه سال ديگه صبر كنم تازه اگر لايق باشم... نمي دنم چقدر تونستم احساسمو بيان كنم...

شلمچه قطعه اي از بهشت...

چهار شنبه
ساعت: 16:26
توسط: مسافر بهشت








:: موضوع : خاطرات زائران قافله انتظار

:: نویسنده : یاران قافله انتظار در چهارشنبه 16 اردیبهشت1388

لينك ثابت  

قطره ای از دریا
اخبار قافله انتظار
مراسم استقبال از پیکر مطهر 3شهید گمنام در مسجد انصار السین(ع)
مراسم تشييع اين شهيدان از ساعت 9:30 صبح روز دوشنبه همزمان با اربعین از ميدان الزهرا شهرك شهيد محلاتي آغاز و پس از گذر از مسيرهاي تعيين شده در سازمان مركزي دانشگاه پيام نور در جنب اين شهرك به خاك سپرده مي شود.

اعلام اسامی برگزیدگان مسابقه "نامه ای به شهید"
16 الی 21 مرداد ، مشهد مقدس

دومین اردوی فرهنگی زیارتی قافله انتظار بزگزار شد
بازدید از مناطق عملیاتی غرب و شمال غرب کشور ، با حضور روایان و یادگاران هشت سال دفاع مقدس

تابستان امسال هر جمعه صبح مقبره الشهدا...
بیایید مهمان شهدا شویم بر سفره امام زمان(عج)

cd مجموعه عكسها و فيلمهاي اردوي قافله ي انتظار(فرودین87


اردوی کوه پیمایی خانودگی
صبح جمعه ، 13 اردبیهشت ، مسجد انصار الحسین(ع)......

بایگانی اخبار